چقدر خوب بود کاش باز هم بیاد
انگار تیکه های پنبه رو از اسمون مینداختن پایین
لطیف
اروم
و
بی صدا
درست مثل بعضی ادما خیلی اروم و لطیف و بی صدان
اما وقتی بهشون گرما بخوره اب میشن
حالا نمیدونم این گرما از چی میتونه باشه شاید بعضیا از گرمای عشق اب بشن شایدم از گرمای خشم
گرمای عشق خوبه ادما و به اوج میبره
اما خشم :|
بیخیالش
برف یه نعمت بی نظری هرچی ادم ازش بگه کمه
درسته بعضیا میگن کاشکی نیاد چون در شرایطی نیستن که بتونن ازش لذت ببرن چون این برف باعث عذابشونه
اما خب اوناهم ته دلشون دوست دارن که برف باشه اما زمانی که دیگه اون عذابه نباشه
به نظرم درسته که برف سرده اما گرما تو دلا روشن میکنه چجوری ؟ اینجوری که همه رو سر ذوق میاره و بهم نزدیکشون میکنه و پایه شون میکنه که باهم باشن باهم بازی کنن
برف و دوست دارم چون وقتی میادش یادم میره همه چیز فقط خوشی میاره دل و شاد میکنه

زندگی فرصت با هم زیستن است