اینکه برای کسی مهم نیستم و هرکیم که دوسش دارم یه چیزی میشه که ازن زده میشه دیگه زیادی خراب میکنه همه چیو
اینکه بدویی و نرسی حس میکنی یکی نفرینت کرده که الهی انقدر بدویی و به خواستت نرسی که ارزوی مرگ کنی
اما من هیچ وقت بد نبودم
من هیچ وقت سعی نکردم دل بشکونم هزاااااااار بار گفتم این حرفارو
اما همیشه که حالم بد میشه یعنی اکثر اوقات که حالم بده واقعا نمیفهمم علت حال بدمو
چرا من نباید عین بقیه باشم واقعا؟؟؟ اینکه داف نیستم
اینکه مانتویی نیستم
اینکه همیشه سعی کردم خودم باشم
اینکه واقعا همیشه ساده بودم
سزام اینه همیشه غصه بخورم؟
سزام اینه هرچی میخوام نشه
من هیچ کاری نکردم
آه
الان که دارم مینویسم کل صورت و گریه پ.شونده و چشام تار میبینه
اگه گریه باعث میشه دلا به خدا نزدیک بشه واقعااااااااا از عمق وجودم من راضیم دیگه بمیرم
چن هیچی نداشت این دنیا برام
هیچییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
و لعنت به من که پامو گذاشتم تو این دنیا که هیچیش به هیچی من نمیخوره و انقدر ضعیف شدم که دیگه توان ندارم برای ادامه دادن
دیگه نه حرفی ارومم میکنه نه میتونم باور کنم امید های واهی که همه میدادن
هیچ کس یه ادم و افسرده رو نمیخواد
اما من حتی حال بدمم با عزیزترین هام اشتراک نذاشتم که اونا حالشون بد نشه
گرچه میدونم هیچ درکی از من ندارن
حتی اونایی که ادعای رفاقت چندین ساله رو دارن
من حالم بدههههههههههههه
نمیدونم شاید مثل سریای قبل وقتی چنند وقت دیگه برگردم به این پست بگم چقدر احمق بودم
اه
اما این اون دنیایی نیست که من میخوام
نیسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسست