مادر بزرگم فوت شد گرچه رابطه رابطه صمیمی نداشتیم ولی خب الان خیلی خونشون حس بی کسی میده
کل خاطرات از بچگیم توی اون خونس که الان خالی شده
اوضاع کشور درهم و نمیشه بیرون رفت
نشدن و نرسیدن و خراب کردن هم که شده جزو صفات ذاتیم
css/htmlهم تموم شدن و حس میکنم باز کلی جای کار داره برای اینکه بشه از توش پول در اورد
امان از بی پولی
پول هست ولی کم است
باید همش نگهداری برای مبادا
دوستان بی معرفت و هوای دلگیر و روزای کوتاه
دل تنگی برای همه حتی ادمای اشتباهی زندگی:/
من عاشق شیش ماه دوم سالما ولی ترس زود تموم شدنش خراب میکنه لذت بردن از لحظه لحظه شو
همش خوابم و وقتی بیدارم هم تو رویا میچرخم رواله؟
هووووووووووووف
یکی بیاد دست منو بگیره باخودش ببره بیرون
من عرضه شو ندارم
زندگی فرصت با هم زیستن است