قراره ازدواج کنم
یه چیز عجیب و غیر قابل باور
انقدر که من در طی این ۲۸ سال مرگ برام یه چیز قابل پیش بینی بود هیچ وقت ازدواج نبود
عاشق شده بودم اما به ازدواج فکر نکرده بودم
اینم یه تناقض دیگه از رفتارای من
کل زندگیم با تناقض شکل گرفته افکار هایی که با رفتار و ظاهرم خیلی تناقض داره
یه ازدواج کاملااااااااااااااا منطقی بدون هیچ احساسی
مگه میشه؟:| ولی خب لابد میشه دیگه
فعلا که شده
انقدر که برام خواستگار اومد و رفت برام شده بود عین یه بازی که هر از چند وقتی یه مرحله سخت سازنده گذاشته که یکم هیجان انگیز تر بشه بازی
اما خب این مرحله یه مرحله گذری نبود انگار قرار محیط بازی و عوض کنه
داستان قراره وارد یه مسیر تازه بشه یه مسیری که خیلیییی بیشتر از مسیر قبلی غیر قابل پیش بینیه
زندگی همه ادما انگار یه مسیر مشخص داره اما برای هر کسی این مسیر از محیط های مختلف مگذره و اتفاقای متفاوت براش پیش میاد اما ته تهش همه به یه خط پایان میرسن تو این بظاهر مسابقه زمان رسیدن برنده رو مشخص نمیکنه به نظرم اون حس و حالی که اخر مسابقه داری مهمه و تورو برنده میکنه یا بازنده
اینکه تو مسیرت تونستی به خوبی از همه موانع بگذری و باز برگردی به مسیر و از خودت و زندگیت راضی باشی
امیدوارم تو این مرحله نا امید نشم و شکست نخورم
واقعاخودم و سپردم به جریان زندگی هرچی بادا باد
همین 🚶🏻♂️➡️🚶🏻♂️➡️🚶🏻♂️➡️🚶🏻♂️➡️🚶🏻♂️➡️
زندگی فرصت با هم زیستن است