خب بعد مدتها بیام یه شرحال بنویسم
اول اینکه همچنان رویه کسل کننده بودن زندگی ادامه داره و بدتر شده و واقعا هیچی کیف نمیده
دوم اینکه از صبح تا شب دارم کار میکنم اما خب بازم کیف نمیکنم
سوم اینکه به این موضوع کاملا پی بردم من هرچی بخوام کلا قراره نشه یکی دو مورد هم نبوده همیشه همین بوده
چهارم اینکه حتی حس نوشتن و کتاب خوندن ندارم البته یه کتاب صوتی گوش دادم جالب بود جز از کل عین یه سریال بود
و همین
از خوبیای زندگی بگم
اول اینکه هوا خنکه
دوم اینکه کار دارم و همین خوبه میتونم پول در بیارم
سوم اینکه سوم نداره همین دو مورد
:)
زندگی فرصت با هم زیستن است