اولا میومدم مینوشتم راحت میشدم حتی خیلی وقتا با نوشتن گریه میکردم
نوشتنمم نمیاد دیگه
نمیدونم چی بنویسم اخه
حرفی نمونده
همش تکرار مکرراته
تحولی رخ نداده
اخر هر تلاشم که بن بسته
خب من چکنم دیگه
:| :|
اولا میومدم مینوشتم راحت میشدم حتی خیلی وقتا با نوشتن گریه میکردم
نوشتنمم نمیاد دیگه
نمیدونم چی بنویسم اخه
حرفی نمونده
همش تکرار مکرراته
تحولی رخ نداده
اخر هر تلاشم که بن بسته
خب من چکنم دیگه
:| :|
زندگی فرصت با هم زیستن است