نمیدونم چندنفر مثل من با دیدن صحنه های احساسی انیمیشن ها یا ملا بعضی فیلما اشک تو چشماشون جمع میشه
یادمه اپلین باری که این اتفاق افتاده ( من حس میکنم اولین بار بود) زمانی بود که کلاه قرمزی خسته و نا امید از اقای مجری داشت که میرفت سمت شهرشون
همونجایی که اقای مجری نشسته بود روی نیمکت و بخاطر میآورد بامزهگی های اونو. همونجایی که با بغض داشت دربارش میگفت از خوبیاش مهربونیاش خاص بودناش .
شاید اون روز اولین باری بود که حس کردم جدایی چه حال بدیه نمیدونم .
اما ما آدما معمولاً وقتی که از دست میدیم یادمون میوفته که چه چیز با ارزشی بود.
من هاشق انیمیشنم دلیلشم مشخصه صاف و صادقن احساسات و همون طور که هست نشون میدن و عین فیلما آلوده نشدن به چیزای مادی و جنسی
همین...
زندگی فرصت با هم زیستن است