دنیا بزرگه بابا اینطوری نمیمونه که
توهی بخوای بشینی هعی این بغض باخود و بیخود هر روز توگلوت گیر کنه که
یه روز میرسه اصلا نمیفهمی بغض چیه
اصلا بغضت نمیگره
همه چی خیلی عادی پیش میره
خیلی عادی
دخترم دیگه فانتزیم خیال پردازم واقع بین نیستم
تو رویا سیر میکنن
برای همینه میخورم به دیوار دیگه
چشمام بستس همش
چشمام بستس هی تو دنیای خیال زندگی میکنم
چشم باز میکنم زارت میخورم تو دیوار
دیوار حقیقت
دیواری که چشمم و باز میکنه دنیا رو اونطوری که هس ببینم
نه اونطوری که دوست دارم
آره بابا یه روز میاد که دیگه چشمام بسته نمیشه برای رویا
بسته میشه که فقط مرگ در پی داشته باشه
آره بابا
چیزیش نموندن
یه کوچولو دووم بیارم میرسم بهش
یه کوچولو فقط
زندگی فرصت با هم زیستن است