بلاتکلیفی خیلی معزل بزرگیه
اینکه ندونی چیمیخوای
و اینکه قدرت این و نداری که از خواستت دفاع کنی
ترسو میشی
خودت و همش اذیت میکنی
اما آخرش که چی
همیشه خواستم یه زندگی معمولی نداشته باشم امابا گذر عمر فهمیدم دارم بسمت
مسیری میرم که ازش میترسیدم
راست گفتن از هرچی بترسی سرت میاد
اما اینکه خودت ،خودت و باور نداشته باشی بدتر از ترسه
خلاصه اینکه خستم از این خستکی دائمی
از اینکه نمیتونم تصمیم بگیرم
از اینکه نمیتونم خودم و وفق بدم
از اینکه تا هر چیز ساده ای میشه
تصویر خودم میاد تو ذهنم که دارم خودمو پرت میکنم پایین
تا بمیرم
تا فکر مرگ
از نداشتن انگیزه
از پاک کردت دائمی صورت مسئله
همیشه ترسیدم
همیشه تو موقعیت های مهم جا زدم
فرار کردم
حاضرم افسردگی و ناراحتی بعد هر اتفاق و تحمل کنم اما خحاض نیستم یه بار ریسک کنم
اما با چی با عمرم
عمر مگه چندبار هست
مگه من چند بار۲۲ سالم میشه
زندگی اطرافیان دقیقا همون فانتزیه که من میخواستم
و دقیقا همون خواسته برای اونا اجابت میشه نه من
آرزوی مردن خودمم بکنم ترسو بودنه
میگن خدا هدف داره از خلقت هر کسی
واقعا هدفش از خلقت من چی بوده
اینکه بیام اینجا از حال بدم بگم
یا هر خواسته ای که داشتم نشه بعد بگم قسمت نبوده
اینکه ندونی چیمیخوای
و اینکه قدرت این و نداری که از خواستت دفاع کنی
ترسو میشی
خودت و همش اذیت میکنی
اما آخرش که چی
همیشه خواستم یه زندگی معمولی نداشته باشم امابا گذر عمر فهمیدم دارم بسمت
مسیری میرم که ازش میترسیدم
راست گفتن از هرچی بترسی سرت میاد
اما اینکه خودت ،خودت و باور نداشته باشی بدتر از ترسه
خلاصه اینکه خستم از این خستکی دائمی
از اینکه نمیتونم تصمیم بگیرم
از اینکه نمیتونم خودم و وفق بدم
از اینکه تا هر چیز ساده ای میشه
تصویر خودم میاد تو ذهنم که دارم خودمو پرت میکنم پایین
تا بمیرم
تا فکر مرگ
از نداشتن انگیزه
از پاک کردت دائمی صورت مسئله
همیشه ترسیدم
همیشه تو موقعیت های مهم جا زدم
فرار کردم
حاضرم افسردگی و ناراحتی بعد هر اتفاق و تحمل کنم اما خحاض نیستم یه بار ریسک کنم
اما با چی با عمرم
عمر مگه چندبار هست
مگه من چند بار۲۲ سالم میشه
زندگی اطرافیان دقیقا همون فانتزیه که من میخواستم
و دقیقا همون خواسته برای اونا اجابت میشه نه من
آرزوی مردن خودمم بکنم ترسو بودنه
میگن خدا هدف داره از خلقت هر کسی
واقعا هدفش از خلقت من چی بوده
اینکه بیام اینجا از حال بدم بگم
یا هر خواسته ای که داشتم نشه بعد بگم قسمت نبوده
خیاخ حس بدیه خیلی
اینکه همه بدونن چیکار کنن
تو ندونی
دلم میخواد همه چی روال شه
بخدا چیز زیادی نیس
زندگی فرصت با هم زیستن است