عجولم میدونم ولی .
دیگه به کامنت ها نمیشه دل خوش بود
وقتی میبینی حرف و با عملکرد فرق داره
اعصاب خرد شد که حرفا م پاک شد از بلاگفا
گند به نت که اینجا هم اعتبار برای نگهداری غلیان درونی نداره
نوشته بودم از انزوا از تنهایی از دوری از آدمایی که مطمئنی نیستی آدم باشن
سکوت پیشه کردن دربرابر آدما تا حرف درونیت
درز نکنه جایی
خنده داره میدونم
نوشتم از نیازمنده فکتوری ریست بودنم
چون بدجوری. نیازمند پاک کردن همه چیز دارم
نوشتم از خراب بودن رباتی چون من که با. ریست شدنم درست نمیشه چون که ویروسی شده و
زیادی اماحسا عمل میکنه
زیادی توهم منطقی بودن داره
زیادی احساسات شو بیان میکنه و سو تعبیر میشه
رباتی که باید بردش کارخونه سازنده بهشون گفت
توقف تولید بزنید این ساخته مسخرتون و
ربات نیستم چون گوشت و استخوان و خون دارم ولی
اینا ملاک آدم بودن. نیست
بیخیال
نوشتم از یادگرفتن دوگانگی رفتار از دیگران
اما من نشد دوگانه بشم
چون نقش یگانه ام و هنوز بلد نیستم خوب بازی کنم
همش همینه ها بود
با عنوان توقف تولید
خستگیم کی تموم میشه خدااااآ
مدیر تولید من کجایییییی
خراب شدم
زندگی فرصت با هم زیستن است