اینکه نمیدونم از خودم و زندگیم و ادمای اطرافم چی میخوام یعنی منطقیه؟
واقعا منطقی نیس
من میدونم چی میخوام نمیخوام به زبون بیارم
خیل وقتا دلم خواست خیلی هارو ضایع کنم تو ذوقشون بزنم حالشونو بگیرم ناراحتشون کنم
نمیدونم چرا جلو خودمو گرفتم
گفتم ولش کن بیخیال
خیلی وقتا سکوت کردم جلو حرف آدما
اما از اون ور وحشی شدم برای خانوادم
این آدم بودنه؟
اینکه به یه پسر نیاز دارم که باهاش حرف بزنم مسخرس:|
من میگم جنسیت برام مهم نیس ولی الان خیلی برام مهم شده
من یه پسری میخوام که حرف سکسی باهام نزنه
اما واقعا برای چیش میخوام مگه دخترا چشونه؟
دخترا درکی که من دارم و ندارن
چون من خیلی رفتارام شبیه دخترای دیگه نیست
فقط شاید لباس پوشیدنم شبیه شونه
من خیلی دوست داشتم پسر میشدم
مثل پسرا لباس میپوشیدم
مثل پسرا کار میکردم
من دلم یه پسری و میخواد که درکم کنه
بهم انگیزه بده
منو به حال خودم ول نکنه
بچه نباشه
بچه بازی ام در نیاره
ولی من دخترم و بخوام نزدیک هر پسری بشم جنسیت مو نگاه میکنه
دلم نمیتونه بند کسی بشه
چون میترسم تنها تر بشم
ادما وقتی یه چیز خوب و تجربه میکنن
همش دنبال همون حس اولیه هستن
میترسم دیگه اون حس و درک نکنم
نه کتاب دیگه حوصلمو میاره سرجاش نه آهنگ نه فیلم
خستممممممممممممممممممممممممممممممممممم
مثل همیشه
:|:|
خدایی چقدر من تکراریم:|
چقدر آدما ترسناکن خدایی:|
میمیرن ترسناک نباشن؟:|
اه