خب حالا تصور کن یهو عصر یه روز کسل کننده حوصلت سر رفته و یهو از پنجره خونه خودتو میندازی پایین
خب قاعدتا باید با مخ بخوری زمین اما نه تودوتا بال داری که میتونی باهاش پرواز کنی
میری دور میزنی بین ابرا بین ساختمونا
میری و میری واخرسر روی یکی از بلند ترین ساختمونای شهر میشینی و غروب افتاب و نگاه میکنی بعدش بعد نداره بال داشتن فوقع العادست
دیدی گاهی دوست داری خودتو از ارتفاع بندازی ولی نمیری(فوت نکنی)بله میدونم هست چیزی که بپری ولی نمیری ولی اون فایده نداره یه طناب بهت وصلهمن منظورم اینکه خودت بدون اینکه چیزی کمکت کنه بپری و بعدش یهو اوج بگیری بری بالا
خیلی خوبه
اما بنظرم بال و نباید همه داشته باشن به پول و قدرت هم ربط نداشته باشه وگرنه پولدارا همشون بهترین بال هارو داشتن گرون هم میشد تازه
به نظرم باید اینطوری باشه که هرچقدر خوبی کنی به اضای اون خوبی بهت بال بدن هرچی خوبیت بیشتر باشه بالت قشنگ تر و پرواز باهاش اسون تر باشه
باحال میشد مثلا حال نداری کلی پله بری پایین از پستچی بسته رو تحویل بگیری بال میزنی یواش میای پایین تحویل میگیری میای بالا
اصلا رفت و امد راحت میشد مثلا بال میزدی میرفتی پیش اونکی همون لحظه دلت حواشو کرده هم خودت سرحال میشدی هم اون
خیلی باحال بو دکاشکی بال داشتیم کاشکی بال داشتم
اما خب شاید دل اونایی که خوب نبودن میسوخت حسادت میکردن با تیرکمون میزدن بالمونو زخمی میکردن
شایدم انگیزه ای میشد همه خوب بشن
نمیدونم والا ولی بال چیز خوبیه
مگه نه؟:|




زندگی فرصت با هم زیستن است