گاهی که شروع نوشتن میکنم انقدر دلتنگ گذشته خود هستم که دستانم توان نوشتن آن روزهارا ندارد
روز هایی که با تمام وجود خندیدن را حس میکردم و چشمانم جز خوبی چیزی نمیدید در این دنیا
دلتنگ دوره ای میشوم که سادگی هنر بود نه هزار رنگ بودن
روز هایی که آدم ها به یکدیگر عشق می ورزیدن بدون چشم داشت مهر از دیگری
روزها یی که پاکی پادشاه سر زمین عشق بود نه هوس های سیاه




زندگی فرصت با هم زیستن است